سلسله مو

پيش آن سلسله مو مشت ما واشده بود
وسط اين همه کوه تيشه رسوا شده بود
باز غوغا شده بود
بهترين لحظه عشق با تو پيدا شده بود
همه بر ساحل عشق تشنه مي رقصيدند
روح مرموز عطش مثل دريا شده بود
باز غوغا شده بود
گرچه اي دف زن مست شيشه باده شکست
يک بغل مستي و نور قسمت ما شده بود
باز غوغا شده بود
ديدم اهريمن شب در شب کشتن خويش
انقدر مي زده بود انقدر مي زده بود
تا اهورا شده بود
رفته بودم به برش پيروهن پاره کنم
يوسف از فرط جنون مسخ ليلا شده بود
چنگ بر خاک زدم تا به چنگش بکشدم
ديدم از روزن خاک محو بالا شده بود ...
No comments:
Post a Comment